تبليغاتX
کلوپ شبانه ایرانیان
بهترین مکان برای اونایی که می خوان دوستای خوبی باشند و آزادانه نظر بدن.
اینم چند تا آهنگ مداحی واسه شما دوست عزیز

مخصوصا آقا محمود که یکم دیر شد و شرمندش شدیم.

اینا آهنگ آقای مفتاح و کویتی پور هست پیشنهاد میکنم همشون رو دانلود کنید.

نظرم یادتون نره.

آهنگ شماره 1

آهنگ شماره 2

آهنگ شماره 3

آهنگ شماره 4

آهنگ شماره 5

آهنگ های بالا آهنگ های آقای مفتاح.

اینم آهنگ های آقای کویتی پور

آهنگ شماره 1

آهنگ شماره 2

بازم بهشون اضافه میکنم البته اگه با معرفت بودین و نظر دادید.

واسه منم دعا کنید.

دوست دار شما ::احسان.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 11:39 قبل از ظهر  توسط احسان | 
 برترين آنتي ويروس دنياآنتی ویروس NOD32 که خیلی طرفدار داره و من خودم پس از کسپرسکی و بیت دفندر خیلی تائیدش میکنم و مزیت خوبی که داره اینه که سرعت سیستم رو به هیچ وجه تحت تاثیر قرار نمیده و با سرعت بالایی فایل ها رو اسکن میکنه .البته بازم میگم به پای بیت دفندر و کسپر نمیرسه ولی هر کدوم از این آنتی ویروس و اینترنت سکیوریتی ها به نوبه ی خودشون عالی هستند ولی متاسفانه هر کدومشون با بعضی کامپیوتر ها ممکنه که سازگاری نداشته و مشکلاتی از قبیل پائین آوردن سرعت سیستم به همراه داشته باشند .ورژن آخر اون هم در لینک زیر موجود هست که اگر از علاقمندان به این برنامه هستید میتونید دریافتش کنید و لذتشو ببرید

دانلود كنيد

+ نوشته شده در  جمعه ششم بهمن 1385ساعت 10:28 بعد از ظهر  توسط احسان | 
جدید ترین ورژن نرم افزار وین امپ که

به تازگی وارد بازار شده.

فکر نکنم نیازی به توضیح باشه چون معرف همه هست.

فقط یدونید که یکم پیشرفته تر شده.

حتما دانلود کنید.

اینم لینک دانلود

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 10:16 قبل از ظهر  توسط احسان | 
سلام به همه

به مناسبت عاشورا یه چندتا مطلب گذاشتم تا یکم امام خودمونو بشناسیم.

من که خیلی ارادت نسبت به امام حسین دارم.

بچه ها برای من دعا کنید.

امید وارم که دعا هاتون مستجاب بشه!!!

التماس دعا

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 8:4 بعد از ظهر  توسط احسان | 

نام : حسين (سومين امام كه به امر خداوند تعيين شده است )
كنيه :ابو عبد اللّه


لقب : خامس آل عبا، سبط، شهيد، وفى ، زكى
پدر : حضرت على بن ابى طالب (ع )
مادر: حضرت فاطمه (س )
تاريخ ولادت : شنبه سوم شعبان ، سال چهارم هجرى
مكان ولادت : مدينه
مدت عمر : 57 سال
علت شهادت : پس از روى كار آمدن يزيد، امام كه او را نالايق  ميدانست تن به ذلت بيعت و سازش با او را نداد و براى افشاى او به فرمان خدا از مدينه به مكه و سپس به طرف كوفه و كربلا حركت كردند و همراه با ياران خود با لب تشنه توسط دشمنان اسلام شهيد شدند.
قاتل : صالح بن وهب مزنى ، سنان بن انس و شمر بن ذى الجوشن ، (لعنت خدا بر آنها)
زمان شهادت : جمعه دهم محرم ، سال 61 هجرى
مكان شهادت و دفن : كربلا


سال از دوران كودكى را در زمان حيات پر بركت رسول خدا (ص ) سپرى نمود. او شجاعترين امت حضرت محمد (ص ) بود و شجاعت حضرت محمد (ص ) و حضرت على (ع ) در ايشان جمع بود.
خداوند در تربت ايشان شفا، و در داخل حرم امام حسين (ع ) استجابت دعا را قرار داده است . پيامبر (ص ) در حقش فرمود: احب اللّه مَن احب حسينا يعنى : خداوند دوست ميدارد كسى را كه حسين را دوست بدارد. پيامبر(ص ) در حق او و برادر گرامى اش امام حسن (ع ) فرمود: دو فرزند من حسن و حسين پيشوايان امت مى باشند خواه زمام امور به دست بگيرند و يا نگيرند.
پس از شهادت امام حسن (ع ) در سال 50 هجرى ، امام حسين (ع ) عهده دار امر امامت گرديد. معاويه پس از بيست سال حكومت ظالمانه و قتل و كشتار شيعيان به ويژه، در سال 60 هجرى مرد و بر خلاف قرارداد صلح با امام حسن(ع)، پسرش يزيد را به جاى خود قرار داد. يزيد فردى فاسد و شرابخوار و مخالف با اسلام بود. او علناً مقدسات اسلامى را  زير پا مى گذاشت و آشكارا شراب مى خورد. امام حسين عليه السلام از همان آغاز كار با او به مخالفت برخاست .
يزيد نامه اى به حاكم مدينه نوشت و به او دستور داد كه از امام حسين (ع ) براى يزيد بيعت بگيرد و اگر حاضر نشد او را به قتل برساند. امام (ع ) كه حاضر به بيعت كردن با يزيد نبود با خانواده خود از مدينه به مكه رفتند. در اين هنگام مردم كوفه كه از مرگ معاويه با خبر شده بودند نامه هاى زيادى براى امام حسين (ع ) نوشتند و از او خواستند تا به عراق و كوفه بيايد. امام حسين (ع ) نيز مسلم بن عقيل را به كوفه فرستاد. ابتدا هزاران نفر از مردم كوفه با مسلم بن عقيل همراه شدند. اما با ورود عبيداللّه بن زياد كه از طرف يزيد به حكومت كوفه گمارده شده بود و بسيار حيله گر و بى رحم بود، مردم كوفه فريب اقدامات او را خورده و پيمان شكنى كردند و مسلم را تنها گذاشتند.
در نتيجه عبيداللّه ، مسلم بن عقيل را دستگير نموده و به شهادت رسانيد. هنگامى كه در ابتدا مردم كوفه با مسلم بيعت كردند، مسلم نامه اى به امام حسين (ع ) نوشت و به ايشان اطلاع داد كه به كوفه بيايد. امام حسين (ع ) با خانواده و ياران خود به طرف كوفه حركت كرد و در نزديكى كوفه بود كه خبر پيمان شكنى مردم كوفه و شهادت مسلم را آوردند. عبيداللّه بن زياد كه با شهادت مسلم بر اوضاع كوفه تسلط پيدا كرده بود حر بن يزيد رياحى را براى زير نظر گرفتن امام حسين (ع ) و همراهانش فرستاد. و سپس عمر بن سعد را با سى هزار نفر به كربلا اعزام نمود. او به عمر بن سعد وعده داده بود كه اگر امام حسين (ع ) را به شهادت برساند او را حاكم رى خواهد كرد.
عمر بن سعد كه به طمع حكومت رى به كربلا آمده بود از هيچ ستمى فروگذار نكرد. دستور داد امام حسين (ع ) و يارانش را محاصره كنند و آب را بر روى آنان ببندند. ياران امام حسين (ع ) كه از شجاع ترين افراد بودند روز دهم محرم (عاشورا) در حالى كه بيش از 72 تن نبودند يكى پس از ديگرى در دفاع از امام زمان خود يعنى امام حسين (ع ) با عزت و آزادگى به شهادت رسيدند. حر بن يزيد رياحى نيز كه ستمگرى سپاه عمر سعد و حقانيت امام حسين (ع ) را مشاهده كرد به سپاه امام پيوست و به شهادت رسيد.
واقعه كربلا گرچه از نظر زمان كوتاه بود و تنها يكروز از صبح تا عصر به طول انجاميد اما لحظه لحظه آن درس شهامت و ايثار و فدا كارى ، ايمان و اعتقاد و اخلاص بود. واقعه كربلا دانشگاهى است كه از طفل شيرخوار تا پيرمرد محاسن سفيدش به بشريت درس آزادگى مى آموزد. خون هاى مطهر امام حسين (ع ) و يارانش به اسلام حيات تازه بخشيد و زمينه سرنگون شدن دودمان فاسد اموى را فراهم آورد.
امام حسين عليه السلام روز دهم محرم سال 61 هجرى ، در سن 57 سالگى در كربلا به شهادت رسيد. مرقد ايشان و برادر فداكارش اباالفضل و فرزندان و يارانش در شهر كربلا در عراق قرار دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 8:1 بعد از ظهر  توسط احسان | 

فرهنگ هر ملتي مجموعه متنوعي از آيين ها ، سنت ها و رسوم ، باورها ، اعتقادات و افسانه ها و اسطوره هاي آن ملت است که در ژرفترين لايه هاي روح جمعي آنان نفوذ دارد  و در بزنگاه هاي فردي و جمعي تاثيرات خود را برجاي مي نهد. همين عناصر فرهنگي ، وراي نژاد و رنگ پوست و ديگر ظواهر، ملتي را از ملت هاي ديگر مشخص مي کنند و راه گفتگو و محاوره را مي گشايند. ملت ما نيز عناصر فرهنگي خويش را هم از آيين هاي پيش از اسلام و دوره باستان و هم از دوره اسلامي و آيين هاي باشکوه آن دريافت داشته است و در طول زماني به درازاي 1400 سال  با تيزهوشي و ژرف نگري نه تنها آيين ها و باورهاي ملي خود را واننهاده، بلکه آن را با ايمان نو و روح اسلام پيوند زده است .


در حافظه تاريخي ( ملي و مذهبي ) ملت ما نبرد ميان خير و شر، که از پايدارترين و تاثيرگذارترين مواردي است که مي توان آن را سراغ گرفت هم در باورهاي پيش از اسلام حضور دارد و هم نمونه هاي عيني ، اعلا و ماندگار آن را در روح کفر ستيز و عدل گستر اسلام مي توان يافت. اسطوره هاي اهورا و اهريمن ، فرزندان زروان (خداي دهر و زمان ) که يکي نماد خير و نيکي و ديگري نماد شر وبدي است ، نبرد دائمي ميان تاريکي و روشنايي ، هر يک نمادي از اين تقابل در ايران باستان است. " فرهنگ ما و اساطير ما متكي بر جدال ميان نور و ظلمت است " (1)  چنانکه مي دانيد اين تقابل را نيز مي توان به عيان در تاريخ اسلام يافت ، هر چقدر نبرد ميان اهورا و اهريمن در ايران باستان با افسانه آميخته است ولي منازعه ميان خير و شر در تاريخ اسلام با مستندات تاريخي قابل اثبات است، و در نبردهاي متعدد پيامبر مکرم اسلام با کفار قريش و نبرد هاي اميرالمومنين علي (ع) با نفاق عايشه و کفر پنهان معاويه رخ مي نمايد ، و البته آخرين ، موثرترين و ماندگارترين آنها را در سيماي واقعه کربلا و قيام خونرنگ امام حسين مي توان جست و يافت.


در اسطوره بودن نمادهايي مانند اهورا و اهريمن ، ميترا و آناهيتا ، رستم و سياوش در ايران باستان شکي نيست . اسطوره از ماندگارترين عناصر فرهنگي يک ملت است ، به عنوان مثال از آداب و رسوم و آيين هاي زمان ايران باستان منحصراً آنها که متکي بر ريشه اسطوره اي قوي بوده اند، بر جاي مانده اند مانند شب يلدا که حکايت ديرين نبرد نور و ظلمت را فراياد مي آورد. ولي آيا تنها ماندگاري ، راز تبديل يک داستان يا عنصر فرهنگي به اسطوره است ؟ آيا هر داستاني که از گذشته هاي دور برجاي مانده مي تواند اسطوره قلمداد شود ؟ اسطوره چه ويژگي هايي دارد تا يک داستان اعم از واقعي و تاريخي و يا آميخته با افسانه را بتوان با توجه به آن ويژگي ها جزء اصلي فرهنگ يا  " سرشت فرهنگ " ناميد ؟


 


اسطوره چيست


"هارولد وينريچ " (يکي از صاحب نظران در عرصه اسطوره شناسي) درباره معناي اسطوره چنين گفته است :" واژه اسطوره (mythos) براي يونانيان نخست واژه ايي کاملاً عادي و معمولي بود و مبين هرگونه نقل و حکايت، مثلاً قصه ايي که در بازار حکايت مي شد يا روايتي مربوط به نسبت نامه خدايان.(اين) واژه در کاربرد جديدش... اما ديگر به معناي حکايات کوچک و بي اهميت هر روزينه نيست. چرا؟"(2) به اين پرسش " نورتروپ فراي" ديگر صاحب نظر در اسطوره شناسي پاسخ مي گويد: " اسطوره به ساده ترين و معمول ترين معنا، نوعي سرگذشت يا داستان است که معمولاً به خدا ، يا رب النوع و موجودي الهي مربوط مي شود ... محتواي اسطوره مربوط به بعضي کار ويژه هاي اجتماعي خاص مي شوند و با بررسي اين محتوا معلوم مي گردد که اسطوره داستاني نيست که فقط براي داستان گويي نقل شود بلکه داستاني است که بعضي خصايص جامعه اي را که اسطوره بدان تعلق دارد گزارش مي کند." (3)


در اينجا دو ويژگي اسطوره يعني ماندگاري و برخورداري از کارويژه هاي اجتماعي ، آن را از داستان معمولي جدا مي سازد ، پس آيا با توجه به اين دو عامل مي توان حوزه اسطوره را مشخص ساخت ؟ يعني حدود قلمرو اسطوره با اين دو ويژگي مشخص مي شود ؟


" انديشمندان کنوني آن گونه که جوامع قديمي اسطوره را درک مي کردند، درک مي کنند يعني به معني داستان واقعي حتي فراتر از آن داستاني که ارزشمند ترين دارايي است، به دليل آنکه مقدس، نمونه و پرمعني است. و اين ارزش معنايي جديد اسطوره، استفاده از آن را در بيان معاصر پر رمز و راز مي سازد.  امروزه اين واژه هم به معناي آثار تخيلي، يا انگاره و هم به معناي خاص خود از نظر ريشه شناسان، جامعه شناسان و تاريخ نگاران دين ما، يعني به معناي سنت مقدس و مدل نمونه به کار برده مي شود. " (4)


اسطوره در نهاد جمعي هر  ملتي وجود دارد ، از مهمترين اجزاء فرهنگي آن ملت است و پيش و بيش از آنکه انديشيده و بيان شده باشد احساس و زيسته شده است. اسطوره حرکت يا کلامي از حقيقت انسان است . " اسطوره همانند پرتو خورشيد يا هوايي که تنفس مي کنيم تنها به طور غيرمستقيم خود را مي نماياند. و هر کس بايد تلاش کند تا حضور آن را بر بنياد انديشه خويش کشف کند. اسطوره نه تنها خود آگاه بلکه ناخودآگاه ما را نيز در بر مي گيرد و حقيقت ماست، حقيقتي که مي تواند سرنوشت ساز باشد." (5)


تقدس و معنا در کنار ديگر ويژگي هاي اسطوره که پيش از اين آمد ، سبب مي شود اسطوره قابليت تطابق با زمان هاي متفاوت را داشته باشد و در بازخواني ها، با زمان حاضر و نيازمندي هاي انسان عصر نوين دمساز گردد، چراکه اسطوره نيزمانند هر پديده ديگر دستخوش زمان مي شود و گرد گذر زمان بر آن مي نشيند و براي آنکه دوباره کارآيي خود را بازيابد بايد از عناصري که بر آن افزوده شده ، تهي گردد. " اسطوره ها که پديده هاي فرهنگي هستند همچون ديگر پديده ها با گذشت زمان دگرگون مي شود. پاره اي به طور کلي ماهيت و چيستي خود را از دست مي دهند و گونه اي ديگر مي شوند در کارايي،  (در ) برخي ديگر دگرديسي رخ مي دهد. "(6)  به عبارت ديگر حقيقت باطني اسطوره ديگر ظاهر نشده و معناي آن ترديد آميز مي شود.


در کنار عامل مهم زمان که باعث دگرگوني و يا تغيير شکل ظاهري اسطوره مي شود، نمي توان از تاثير مذاهب و روساي ديني بر اسطوره غافل ماند. نهاد مذهب در طول زمان با حذف و يا تغيير برخي از نمادهاي فرهنگي ، درجهت تحکيم پايه هاي مذهب و يا دين مورد نظر خود راه را براي تغيير، دگرديسي  و يا فراموشي اسطوره ها تسهيل مي کند.  با اين وجود اسطوره واجد ويژگي ديگري است که مانع از فراموشي آن مي شود "  شفاف ترين ، درخشانترين کاربرد اسطوره (ها) نمونه و الگو بودن آنهاست. چه در دوره هاي نخستين و چه در دوره هاي پسين تا زمان اکنون هرگاه و در هر سرزميني که ايجاب کند اين الگوها و نمونه ها رخ مي نمايند و سرنوشت ساز مي شوند. اسطوره تضمين مي کند که آنچه انسان در صدد انجام دادن آن است پيشتر انجام يافته است و بنابراين به او ياري مي دهد تا ترديدهايي را که ممکن است درباره حاصل اقدامش به خود راه دهد ، از خود براند."  (7)


به طور اختصار مي توان مشخصه هاي يک اسطوره را در اين موراد خلاصه کرد :


- ماندگاري ،


- تقدس و معنا ،


- حضور پنهان و زير جلدي ،


- وجود کارکردها و خصايص اجتماعي،


- تغيير و دگرديسي ،


- الگو و نمونه بودن.


 


حسين در قامت يک اسطوره


حال با اين مقدمه طولاني به بحث اصلي  خود مي پردازيم : آيا با اين موارد که بر شمرديم مي توان امام حسين و قيام  ايشان را  اسطوره ناميد.؟ در سالهاي اخير به هنگام فرارسيدن ايام محرم و به ويژه در دهه نخست آن در سخنراني ها و يا مجالس وعظ به فراواني از واژه " اسطوره " براي توصيف قيام کربلا استفاده شده است ؛ ولي در اينجا هدف ما نه توصيف که تشريح و توضيح است . نگارنده در اين نوشتار برآن نيست که با القاب زيبا و اوصاف فريبا با نگاهي شعرگون به عاشورا بنگرد ، بلکه در صدد است ، با اثبات اسطوره بودن قيام امام حسين ، و با نگاه علمي به آن راههاي بازخواني آن را در جامعه کنوني به بررسي بنشيند. حال هر يک از ويژگي هاي اسطوره را در قياس با امام حسين بررسي مي کنيم.


 


ماندگاري : بي شک قيام حسين بن علي (ع ) يکي از ماندگارترين و موثرترين وقايع تاريخ اسلام است که به ويژه در فرهنگ تشيع از پايه بسيار والايي برخوردار است ، بدان سبب که جهت گيري تشيع پيش و پس از واقعه عاشورا به طور فزاينده اي ديگرگون است . اگر شيعيان ( به معناي هواداران امامت و خلافت اميرالمومنين و اعقاب ايشان) در دوره امام علي و امام حسن ، در بزنگاه جنگ و حادثه امامان خويش را وانهادند و عذرها آوردند ، پس از واقعه عاشورا ،هسته تمام اعتراضات و قيام هاي ضد اموي و عباسي بودند. ( البته درآينده نزديک با ارائه مقاله اي دراين باره بيشتر به اين موضوع خواهيم پرداخت. ) به بيان رساتر حکومت هاي جابر بسياري آمدند و رفتند ولي حسين آمد و باقي ماند ، در اذهان و ايمان مردم نشست و با گوشت و پوست و خون آنان در آميخت.


تقدس و معنا: قيام امام حسين عرصه گسترده نمايش  و ارائه بلندترين صفات انساني است . در اين قيام فداکاري  در راه هدف والاي انساني و ديني تا پاي گذشتن از جان به نمايش در مي آيد ، دراين قيام سخنان ، رجزها ، رفتار و هر يک از کردار امام و يارانشان واجد بار معنايي بسيار است . علاوه بر اين قيام امام حسين ،ازابتدا تا انتها خود سوال بزرگي است ، چرا امام مراسم حج را نيمه کاره رها کرد و رهسپار کوفه شد ؟ اين کدام امر خطيري بود که چنين هجرت عظيمي را سبب شد؟ چرا در اين سفر امام با تمام خاندان خود راهي شد ؟ چرا زنان و کودکان را نيز با خود همراه کرد؟ و بسياري سوال هاي ديگر که خود از لايه هاي تودر توي اين واقعه حکايت دارد.


حضور پنهان و زير جلدي : به راستي کدام واقعه را در اسلام به اندازه واقعه کربلا و شهادت امام حسين مي توان يافت که در زندگي مردم حضور داشنته باشد ؟ نه در زندگي مردم عصر حاضر که در زندگي مسلمانان و شيعيان از نيمه هاي قرن اول تا کنون . هر کودک شيعي عشق به حسين را با شير مادر نوشيده است ، به هنگام نوشيدن آب و يا در پايان آن آموخته است که بر حسين و روح پاکش درود فرستد و بر قاتلان وي لعنت . اين خود نشان از عجين شدن عاشورا و قيام امام حسين با فرهنگ مردم دارد . مردمي که پيش و بيش از آنکه حسين را از منابر شناخته باشند ، با جان و دل خويش او را درک کرده و مهرش را در دل نهفته اند. چرا که آنچه در عاشورا رخ داد از سر عشق بود و آدمي همواره عشق را سجده کرده و ارج نهاده است.


وجود کارکردها و خصايص اجتماعي : اساساً قيام امام حسين تجلي آن بخش از مذهب تشيع و دين اسلام است که به مسلمان مي آموزد که در برابر اجتماع خويش و آنچه در آن مي گذرد بي تفاوت نباشد. در برابر ظلم  و ستم برخيزد و کژروي را ببيند و در مقابل آن خاموش ننشيند.


تغيير و دگرديسي : در طول زمان تحريف هاي بسياري در واقعه عاشورا راه يافته که در محرم سال گذشته در مقاله اي با عنوان " گريه بر عطش يا آگاهي بر هدف ، کداميک ؟ " به طور کامل بررسي و نقد شده است. علاوه بر اين شهيد مطهري در کتاب حماسه حسيني، ريشه هاي تحريف در واقعه کربلا  را به درستي نمايانده است.


الگو و نمونه بودن : قيام امام حسين و راه خونيني که برگزيد هماره چون مشعلي راه مبارزان  ظلم ستيز را روشن کرده است . آنجا که امام فرياد بر مي آورد " اني لا اري الموت الاالسعاده " و ادامه زندگي با کفار را جز ننگ نمي داند و نمي خواند ، به تصريح بيان مي دارد که  شهادت در راه حق و آزادي بهتر از زندگي در زير بيرق ستم است که اين خود راه منيري است براي جويندگان و مبارزان راه رهايي .


آنانکه براي آزادي از قيود ستم تلاش مي کنند به اين اميد دلخوشند که اگر نه در همان زمان قيام که در آينده اي موعود به نتيجه مورد نظر خود خواهند رسيد ، چنانکه امام حسين به بخشي از هدف بلند خويش تنها پس از چهار سال دست يافت . آنگاه که معاويه دوم  پسر يزيد ملعون پس از 40 روز خلافت بر منبر رفت و از کردار پدر و جد خويش برائت جست و آنان را خوار شمرد و در مذمت آنان چنين گفت : " جد من معاويه به منازعه با کسي پرداخت که در خويشاوندي به پيامبر نزديک بود و در اسلام نيز پيشتر از او بود . او اولين مسلمان ، اول مومن و پسر عم رسول الله و پدر اهل بيت خاتم رسولان بود... ( و درتقبيح يزيد چنين گفت: ) عترت را به شهادت رسانده ، حرمت حرم را از بين برده و کعبه را به آتش کشيده است ، لذا من حکومت را بر شما عهده دار نشده ، متحمل آن نمي شوم " (8) و چنانکه مي بينيد نام خانداني را که امويان فراموشي آن را مي خواستند، امروز از بلندترين نامهاست و خون حسين چراغ راه هدايت براي جويندگان آن است.


از تمام موارد گفته شده برمي آيد که امام حسين را مي توان اسطوره اي فراتر از زمان و مکان دانست ، اسطوره اي که حامل انديشه اي بزرگ وايماني سترگ است و مي تواند در هر زمان و مکاني نويد برآمدن صبحي صادق در افق آزادي باشد. اسطوره ها اين قابليت را دارند که در هر زمان و مکان مي توان آنها را بازسازي و بازخواني کرد. جامعه امروز ما نيازمند آن است که اسطوره اي به نام حسين بن علي که براي احياي دين جدش رسول الله قيام و جان خويش و عزيزانش را قرباني کرد ، بازخواني و امروزي شود.


براي بازخواني و روزآمد کردن اين اسطوره نياز به آن است که شرايط ظهور اين اسطوره از زماني پيش از رخداد آن بررسي شود. ريشه هاي اين رخداد را بايد از زماني بررسي کرد که امامت و خلافت اميرالمومنين علي (ع) در زير تيغ بي دريغ مصلحت انديشي و فرصت طلبي قرباني شد و ابوبکر و عمر و در آخر عثمان به خلافت رسيد . دوره 15 ساله خلافت عثمان دوره راه يافتن کژي هاي بسيار در حکومت اسلامي است . در دوره خليفه سوم اسلام رفته رفته از يک آيين هدايتگر که عدل و مدارا را شيوه خود ساخته بود به ديني دولتي تبديل شد که سرکوب و تبعيد را جايگرين مداراي رسول الله کرد. نمونه بسيار گوياي آن ، تبعيد ابوذر يار ديرين رسول الله به صحراي ربذه است . ابوذر در اعتراض به اسراف کاري ها ، جعل حديث ها و کژروي هاي معاويه در شام زبان به اعتراض گشود و عثمان به جاي آنکه حاکم خود را بازخواست کرده و عمل به دستورات روشن اسلام را از وي بخواهد ، ابوذر حقگوي و راست کردار را به صحراي بي آب و آباداني ربذه تبعيد کرد. اين شيوه در دوره حکومت امير المومنين در بخش هايي از عالم اسلام که سر به اطاعت ايشان فردآوردند متوقف شد ولي شام در دستان معاويه باقي ماند و او نيز به شيوه عثمان وبسا شديدتر از او به حکومت ادامه داد. آنچه را معاويه از سال 35 تا سال 60 ه ق انجام داد مي توان در رئوس زير خلاصه کرد:  


- سلطه تبليغي بني اميه بر اذهان مردم نومسلمان شام و افرادي که زمان رسول الله را درک نکرده بودند.


دراين باره تنها به ذکر يک نمونه اکتفا مي شود : " معاويه براي تحريک عمومي مردم عليه پسر ابيطالب، بر منبر خطبه اي ايراد کرد و ضمن آن گفت: اي اهل شام در مورد مردي که به مصلحت برادر خويش هم[منظور عقيل است] نمي انديشد چه گماني داريد؟ اهل شام آن ابولهبي که در قرآن مورد مذمت قرار گرفته عموي علي بن ابيطالب است. مردم هم چون اين سخنان را شنيدند به دشنام و لعن علي بن ابيطالب پرداختند. ... اذهان عوام الناس، چون خميري که در دستهايي خلاق شکل دلخواه را مي پذيرد و قالب زده مي شود، در پنجه هاي سياست معاويه قالب مي گرفتند و او از جهل آنان و تحريک مردمي تا اين اندازه ساده لوح، به سوي اهداف خود راه مي پيمود، مردمي که نمي دانستند و يا نمي توانستند بپرسند که: مگر نه اين است که اين ابولهب که نسبتش با علي موجب لعن پسر ابيطالب مي شود، همان نسبت را با شخص پيامبر(ص) هم داشته است؟! و اينکه " حمالة الحطب" مذکور در همين سوره، عمه معاويه بوده است؟ و مهمتر آنکه مگر خود معاويه و پدرش، اعضاي فعال همان باندي نبودند که ابولهب سمبل عيني آن به شمار مي رفت؟ و اگر ابولهب هم زنده مي ماند يقيناً در روز فتح مانند ابوسفيان و آل ابوسفيان ايمان مي آورد" (9)


- در اختيار گرفتن افرادي که با جعل حديث دين را در جهت منافع امويان تغيير دادند.


- استعمار و استثمار فکري مردم .


نمونه بارز اين استثمار فکري را در واقعه صفين مي توان مشاهده کرد که طي آن، با آشکار شدن نشانه شکست در جبهه امويان ، معاويه دستور داد قرآن ها را بر نيزه کنند.


- ايجاد جو رعب و وحشت .


معاويه و امويان حذف فيزيکي مخالف را تنها راه ادامه حکومت خويش مي دانستند و قتل  مخالف را جايگزين مدارا و رافت اسلامي با او کرده بودند.


در يک کلام مي توان سياست معاويه و در کل حکام اموي را سياست " زر و زور و تزوير"  ناميد . آنان اولين نمايندگان " دين دولتي " در اسلام بودند که دين را نه در خدمت رستگاري دنيوي و اخروي بلکه در خدمت قدرت نظامي و سياسي در آوردند.آنان اولين حکومتي بودند که از دين بهره بردند تا بر سر قدرت باقي بمانند ، با قلب دين به اهداف خويش برسند و از دين در جهت حفظ منافع خويش بهره گيرند. گرچه اوج اين سياست را در زمان معاويه مي توان ديد ولي يزيد نيز از اين سياست بي بهره نبود و در عين حال کياست معاويه را نيزنداشت لذا آشکارا دين خدا را به سخره گرفت . و دراين زمان براي کسي که وارث دين رسول الله است ، در خانه وحي زاده شده و در دامن حبيب خدا پرورش يافته است، جهت احياي ديني که متضمن سعادت بشر بوده ، ولي اکنون وسيله اي در دست  زورمداران شده است ، چاره اي جز قيام نمي ماند. و چنان شد که در کربلا و در دهم محرم سال 61 هجري حسين اسطوره حق طلبي و پايمردي خون خويش و عزيزان و يارانش را براي احياي دين خدا فدا کرد تا راه را براي آنانکه دين خدا را بازيچه خود ساخته اند سد کند و دراين راه درسيماي اسطوره اي ناميرا ظاهر شد تا در طول اعصار و زمان ها روشني بخش راه مبارزان طريق حق باشد.


+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 7:54 بعد از ظهر  توسط احسان | 

شهادت مظلومانه سيدالشهدا و يارانش در كربلا، تأثير بيدارگر و حركت آفرين داشت و خونى تازه در رگ هاى جامعه اسلامى دواند، جو نامطلوب را شكست و امتداد آن حماسه، در طول تاريخ ، جاودانه ماند. حتى در همان سفر اسارت اهل بيت عليهم السلام  نيز، تأثيرات سياسى اين حادثه در انديشه‏ هاى مردم آشكار شد. گروهى از اسرا را كه به شام مى ‏بردند، چون به "تكريت" رسيدند، مسيحيان آنجا در كليساها جمع شدند و به نشان اندوه بر كشته شدن حسين عليه السلام، ناقوس نواختند و نگذاشتند آن سربازان وارد آنجا شوند. به شهر" لينا" نيز که رسيدند، مردم آنجا همگى گرد آمدند و بر حسين(ع ) و دودمانش سلام و درود فرستادند، امويان را لعن كردند و سربازان را از آنجا بيرون كردند. چون خبر يافتند كه مردم " جهينه" هم جمع شدند تا با سربازان بجنگند وارد آن نشدند. به قلعه " كفر طاب " رفتند، به آنجا نيز راهشان ندادند. به "حمص" كه وارد شدند، مردم تظاهرات كردند و شعار دادند:" اكفرا بعد ايمان و ضلالا بعد هدى؟" و با آنان درگير شدند و تعدادى را كشتند. برخى از تأثيرات حماسه عاشورا از اين قرار است:


1ـ قطع نفوذ دينى بنى اميه بر افكار مردم‏ .


2ـ احساس گناه و شرمسارى در جامعه، به خاطر يارى نكردن حق و كوتاهى در اداى تكليف‏.


3ـ فرو ريختن ترس و رعب ها از اقدام و قيام بر ضد ستم‏.


4ـ رسوايى يزيديان و حزب حاكم اموى.


5 ـ بيدارى روح مبارزه در مردم‏.


6ـ تقويت و رشد انگيزه‏ هاى مبارزاتى انقلابيون‏.


7ـ پديد آمدن مكتب جديد اخلاقى و انسانى ( ارزش هاى نوين عاشورايى و حسينى ).


8ـ پديد آمدن انقلاب هاى متعدد با الهام از حماسه كربلا.


9ـ الهام بخشى عاشورا به همه نهضت هاى رهايى بخش و حركت هاى انقلابى تاريخ‏ .


10ـ تبديل شدن "كربلا" به دانشگاه عشق، ايمان ، جهاد و شهادت براى نسل هاى انقلابى شيعه‏.


11ـ به وجود آمدن پايگاهي نيرومند، عميق و گسترده تبليغى و سازندگى در طول تاريخ ، بر محور شخصيت و شهادت سيد الشهدا عليه السلام.


از نهضت هاى شيعى پس از عاشورا، مى‏توان "انقلاب توابين"، "انقلاب مدينه" ، " قيام مختار"، " قيام زيد" ،... و حركت هاى ديگر را نام برد. تأثير حماسه عاشورا را در انقلاب هاى بزرگى كه در طول تاريخ، بر ضد ستم انجام گرفته، چه در عراق و ايران و چه در كشورهاى ديگر، نبايد از ياد برد. " فرهنگ شهادت" و انگيزه جهاد و جانبازى كه در انقلاب اسلامى ايران و هشت سال دفاع مقدس در جبهه‏ ها جلوه‏ گر بود، گوشه‏ اى از اين تأثير پذيرى است. يكى از نويسندگان محقق، نتايج نهضت كربلا را عبارت مى‏داند از:


1ـ پيروزى مسأله اسلام و حفظ آن از نابودى‏ .


2ـ هزيمت امويان از عرصه فكرى مسلمين‏.


3ـ شناخت اهل بيت (ع ) به عنوان نمونه‏ هاى پيشوايى امت‏.


4ـ تمركز شيعه از بُعد اعتقادى بر محور امامت‏.


5ـ وحدت صفوف شيعه در جبهه مبارزه‏.


6ـ ايجاد حس اجتماعى در مردم‏.


7ـ شكوفايى موهبت هاى ادبى و پديد آمدن ادبيات عاشورايى.


8 ـ منابر وعظ و ارشاد، به عنوان وسيله آگاه کردن مردم‏.


9ـ تداوم انقلاب به صورت زمينه سازى نهضت هاى پس از عاشورا.


حادثه كربلا، گشاينده جبهه اعتراض عليه حكومت امويان و سپس عباسيان شد، چه به صورت فردى كه روح هاى بزرگ را به عصيان و افشاگرى واداشت، و چه به شكل مبارزه‏ هاى گروهى و قيام هاى عمومى در شهرى خاص يا منطقه‏اى وسيع.


خون او تفسير اين اسرار كرد                        ملت خوابيده را بيدار كرد

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 7:53 بعد از ظهر  توسط احسان | 

هُرم سوزان كوير، بر خستگي كاروانيان نيشتر مي زند و بدن هاي خسته آن ها را مي آزارد. خورشيد غروب دوم محرم، آرام خود را در تنگناي افق جاي مي دهد. كاروان بر سينه تفتيده بيابان توقف مي كند. صدايي مي پرسد: اين جا كجاست؟ پاسخ مي آيد: اين جا كربلاست! آري، حسين (ع) به كربلا مي رسد و دل كوير را در تب و تاب مي اندازد. آسمان نيز، چهره در هم كشيده است. زمين بغض خود را فرو مي خورد. فرات بي صدا اشك مي ريزد و خارها خود را به دست نسيم گرم سرنوشت داده اند.

امام حسين در روز ترويه يعنى هشتم ذى ‏حجه سال 60 قمرى از مكه معظمه به سوى عراق مهاجرت فرمود و پس از چند روز، لشكريان عبيدالله بن زياد به فرماندهى حر بن يزيد رياحى با آن حضرت مواجه شده و مانع حركت آن حضرت به سوى كوفه شدند. گرچه حر بن يزيد، مأموريت داشت با امام حسين برخورد شديد نمايد، وليكن رفتار وى با آن حضرت بر رفق و مدارا بود. به همين جهت‏ حر و لشكريانش در نماز جماعت امام حسين(ع) شركت مى ‏كردند و به خطبه ‏هاى دلنشين وى گوش جان مى‏ سپردند و اين دو سپاه، چند روز بدون هيچ‏گونه مشكلى در كنار هم بودند.

اما عبيدالله بن زياد كه عطش فراوان براى جنگ با اباعبدالله الحسين داشت، نامه ‏اى به حر بن يزيد نوشت و وى را مأمور سخت‏گيرى بر امام حسين (ع) نمود. حر بن يزيد نيز طبق فرمان، راه را بر امام حسين و يارانش مسدود نمود و آنان را به سوى منطقه خشك و بى حاصل به نام كربلا هدايت كرد و در آنجا آنان را در محاصره خويش قرار داد.

روز پنج شنبه دوم ماه محرم  سال 61 هجرى امام حسين عليه السلام در يكى از نواحى نينوا به نام كربلا فرود آمد. قافله امام حسين چون به سرزمين كربلا رسيدند، آن حضرت پرسيد:

اين زمين چه نام دارد؟ عرض كردند: كربلا.

آن حضرت تا نام كربلا را شنيد، فرمود: اللهم اني اعوذ بك من الكرب و البلاء.

فرمود: اين، موضع كرب و بلا و محل محنت و عنا است، فرود آييد كه اينجا منزل و محل خيمه‏ هاى ما است و اين زمين، جاى ريختن خون ما است و در اين مكان قبرهاى ما واقع خواهد شد. جدم رسول خدا مرا به اين امور خبر داد.

 

روز بعد عمر بن سعد بن ابى وقاص زهرى با چهار هزار نفر از كوفه رسيد و در مقابل امام جاى گرفت. عمر بن سعد از قريش و از طايفه بنى زهره بن كلاب و خويش نزديك حضرت آمنه مادر بزرگوار رسول خدا (ص) بود. پدرش سعد بن ابى وقاص از پنج نفرى است كه در آغاز بعثت رسول خدا صلى الله عليه و آله بوسيله آشنايى با ابى ابكر به دين اسلام در آمدند و نام او در تاريخ اسلام و فتوحات اسلامى پر آوازه است.
عمر بن سعد كسى نزد امام عليه السلام فرستاد كه چرا به عراق آمده ايد؟ امام در جواب فرمود: عراقيان خود مرا با نوشتن نامه خوانده اند اكنون اگر از آمدن من كراهت داريد به همان حجاز باز مى گردم. ابن سعد نامه اى به ابن زياد نوشت و آنچه را امام فرموده بود گزارش داد. ابن زياد گفت: اكنون كه چنگال هاى ما به سوى او بند شده است، اميد نجات و بازگشتن به حجاز دارد؟ ديگر گذشت و راهى براى وى باقى نمانده است.
آنگاه به ابن سعد نوشت نامه ات راخواندم آنچه نوشته بودى فهميدم از حسين بن على عليه السلام بخواه كه خود و همه همراهانش با يزيد بيعت كنند و آنگاه كه بيعت به انجام رسيد، ما هرچه خواستيم نظر خواهيم داد. سپس نامه ديگرى از ابن زياد رسيد كه آب را به روى حسين و ياران وى ببند تا قطره اى از آن را ننوشند، و عمر بى درنگ عمرو بن حجاج را به فرماندهى چهار هزار سوار فرستاد كه ميان اباعبدالله و آب فرات حايل شدند و راه آب را بر امام و اصحابش بستند و اين پيش آمد و سه روز پيش از شهادت امام روى داد.

امام عليه السلام از ابن سعد خواست كه با وى ملاقات كند و شبانه در ميان دو سپاه ملاقات كردند و مدتى با هم سخن گفتند. چون عمر بن سعد به اردوگاه خود بازگشت و نامه به ابن زياد نوشت كه خدا آتش جنگ را خاموش كرد و با هم توافق كرديم و امر امت به خير و صلاح برگزار شد، اكنون حسين بن على آماده است كه به حجاز برود و به يكى از مرزهاى اسلامى روانه شود و آنگاه جمله اى را به عنوان دروغ مصلحت آميز براى رام كردن ابن زياد نوشت. با رسيدن اين نامه ابن زياد نرم شد و تحت تاثير پيشنهادهاى ابن سعد قرار گرفت. اما شمر بن ذى الجوشن (لعنت الله عليه) كه حاضر بود گفت: اشتباه مى كنى، اين فرصت را غنيمت شمار و دست از حسين بن على كه اكنون بر وى دست يافته اى بر مدار كه ديگر چنين فرصتى به دست نخواهى آورد. ابن زياد گفت: راست مى گويى، پس خودت رهسپار كربلا باش و اين نامه را به ابن سعد برسان كه حسين و يارانش بدون شرط و تسليم شوند. آنگاه ايشان را به كوفه فرستاده و گرنه با ايشان بجنگد و اگر هم ابن سعد زير بار نرفت و حاضر نشد با حسين بن على بجنگد، تو خود فرمانده سپاه باش و گردن او را بزن و سرش را براى من بفرست.
آنگاه به ابن سعد نوشت: من تو را نفرستادم كه با حسين بن على مدارا كنى و نزد من از وى شفاعت كنى، و راه سلامت و زندگى او را هموار سازى. اكنون ببين اگر خود و يارانش تسليم شدند آنها را نزد من بفرست، و اگر امتناع كردند بر آنها حمله كن تا آنان را بكشى و بدن ها را مثله كنى، اما عهد كرده ام كه او را بكشم و لگد كوب اسب ها كنم. اكنون اگر به آنچه دستور دادم عمل كردي، تو را پاداش مى دهم و اگر به اين كارها تن ندادى از كار ما و سپاه ما بركنار باش و لشكريان را به شمر بن ذى الجوشن واگذار كه به ما وى دستور داده ايم.

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد (ص) و آل محمد.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 7:51 بعد از ظهر  توسط احسان | 

يكي از القاب امـام حسين در بسياري از زيـارتنامـه هـا و احاديث، مظلوم است، حتّي بعضي از آيات قرآن نيز به همين مطلب اشاره دارد


وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلوُماً فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَليِّهِ سُلْطَاناً وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا اَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُون . سوره اسراء آيه 33 و سوره شعراء آيه 225


بـه عقيده بعضي از مفسرين اين آيـات بـه شهادت مظلومانه امام حسين و مظلوميت اهل بيت تفسير شده است


تفسير برهان جلد 2 ذيل آيات فوق


از دو جهت اين مظلوميت قابل بررسي است


الف: از ديدگاه قوانين و قواعد جنگي


در تمام جوامع بشري جنگها نيز آدابي دارد كه رعايت آن از سوي دوطرف ضروري است و تجاوز از آن امري غيرقانوني و غير انساني محسوب مي شود. در واقعه كربـلا بسياري از اعمال كـه بر امـام و اهـل بيت واصحابش روا داشته انـد در تمـام فرهنگ هاو جوامع انساني ظلم و ستم شناخته مي شود، از قبيل
ـ شكستن عهد و پيمان
ـ كشتن مهمان
ـ منع آب حتي از اطفال
ـ كشتن بچه ها در مقابل ديدگان مادر
ـ آتش زدن خيمه هاي زن و بچه هاي بي پناه
ـ هجوم بر اطفال و شكنجه دادن آنها و كشتن زن
ـ برهنه كردن بدن شهداء و تاختن اسب بر بدن آنان
ـ به اسارت گرفتن زنان و بچه ها وسخت گيري بر آنان
ـ شكنجه و در غل و زنجير كردن بيمار (امام سجاد عليه السلام ) وسخت گيري
ـ بريدن سرهاي شهداء و آويختن آن به گردن اسبها و نيزه ها
ـ نان و غذاي كافي ندادن به اسيران (مخصوصاً بچه ها) و اسكان در مكانهاي نا مناسب
ـ شكنجه اسيران با عبور دادن آنها از كنار بدن هاي پاره پاره و بدون سر آنان
ب:از ديدگاه دين مبين اسلام


پاره اي از ظلم و ستمها در روز عاشورا علاوه بر تخلف از قوانين جنگي، نقض آشكار دستورات دين اسلام بوده است از قبيل
ـ جنگ در ماه حرام
ـ كشتن فرزند و سبط پيامبر(صلي الله عليه وآله) وبرترين امت
ـ كشتن و اسير گرفتن زنان مسلمان و اطفال
ـ بي حرمتي به اجساد و مثله كردن و بريدن سر امام و شهداء
ـ حمله به امام در وقت اقامه نماز
ـ قتل صبر
امام سجاد (عليه السلام) فرمود  : اَنَا بْنُ مَنْ قُتِلَ صَبْرَاً وَ كَفَي بِذَلِكَ فَخْرَاً


من فرزندكسي هستم كه به مرگ صبر او را به شهادت رسانده اند
قتل صبر: انسان يا جانداري را در حالي كه زنده است آن قدر به او ضربه و زخم وارد كنند تا بتدريج بميرد كه در اسلام از اين عمل نهي شده است


امام حسين (عليه السلام) با 33 زخم نيزه و 34 ضربه شمشير و... به شهادت رسيد


عاشورا و انتظار


امام چهارم حضرت سيد الساجدين زين العابدين علي بن الحسين از پدرش سيد الشهداء حسين بن علي عليهما السلام نقل مي كند كه پدرم فرمود : يا وَلَدي يا عَليّ وَاللهِ لا يَسْكُنُ دَمي حَتّي يَبْعَثَ اللهُ الْمَهديَّ فَيَقْتُلَ عَلي دَمي مِنَ الْمُنافِقينَ الْكَفَرَةِ الْفَسَقَةِ سَبْعينَ اَلْفاً


اي فرزندم، اي علي، به خدا قسم خون من از جوشش نمي افتد تا اينكه خداي متعال حضرت مهدي عج را برانگيزاند تا انتقام خون مرا از هفتاد هزار نفر از منافقين و فاسقين بگيرد


موسوعه كلمات امام حسين ص 371


عاشورا و انقلاب اسلامي


نهضت عاشورا به لحاظ ماهيت اسلام خواهي، اصلاح طلبي و ظلم ستيزي اش، همواره الهام بخش انقلابيون و حركتهاي اصلاحي بوده است، انقلاب اسلامي ايران نيز از آن سر چشمه سيراب شدو از محتواي عاشورا الهام گرفت، شرايط سياسي و اجتماعي ايران قبل از انقلاب، شبيه دوران بني اميه بود، فساد و ظلم حاكميت داشت، اسلام در حال فراموشي و انزوا بود، ابتذال فرهنگي غربزدگي، معروف شدن منكر، منكر شدن معروف، زندان وشكنجه آزاد مردان وحيف و ميل بيت المال و… ، همه شرايطي را به وجود آورده بود كه اصلاحي عميق را مي طلبيد امام خميني (ره) با الهام از عاشورا، روح حماسه و غيرت ديني را در مردم دميد و آنان را به حكومت اسلامي و حاكميت ارزشهاي قرآني فرا خواند، همانند جدش سيد الشهداء مفاسد رژيم منحط طاغوت را بر شمرد و از تبيين مفاسد معاويه، يزيد، ابن زيـاد و … ذهنها بـه مفـاسد و مظـالم طاغوتيان منتقل مي شد. ولـذا مـردم مبارزات خـود را بـر ضد يـزيد زمـانـه مي دانستند و شعارهاي زمـان انقلاب، ايـن پيـونـد را تـائيد مي كند، مـردم مي گفتند .


نهضت ما حسيني رهبر ما خميني


عاشورا محور بسيج مردم و عنصر شهادت، به مبارزه مردم روح و جان مي بخشيد. بهره هاي عاشوراي حسيني به انقلاب اسلامي فراوان مي باشد و به تعبير امام خميني ره  اگـر قيـام حـضرت سيّد الشهداء نبـود، امـروز ما هم نمي توانستيم پيروز شويم


غم عاشورا


قالَ الرضاعليه السلام: مَنْ كانَ عاشورا يَوْم مُصيبَتِهِ و بُكائِهِ جَعَلَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَوْمَ الْقيامَة، يَوْمَ فَرَحِهِ وَ سُرورِهِ


امام رضا عليه السلام فرمود: هر كس عاشورا را روز مصيبت و اندوه و گريه خود قرار دهد، خداوند روز قيامت را روز شادي و سرور اوقرار مي دهد بحار الانوار ج 44 ص 284


آيا مي دانيد كه


ـ در كربلا، پنج نفر از اطفال نابالغ به همراه امام حسين به شهادت رسيدند، طفل شير خوار امام، علي اصغر، عبدالله بن حسن بن علي، قاسم بن حسن بن علي، محمد بن ابي سعيد و عمر بن جناده انصاري
ـ در كربلا، يك زن بنام اُمّ وهب نمريه قاسطيه همسر عبدالله بن عمير كلبي در دفاع و حمايت از امام به شهادت رسيد
ـ در كربلا دو زن بنامهاي اُمّ عبدالله بن عمير و اُمّ عمر بن جناده در ياري امام حسين جنگيدند
ـ در كربلا اعضاي بدن سه نفر از ياران و اصحاب امام حسين تكه تكه شده است، عباس بن علي، علي بن الحسين و عبدالرحمان بن عمير
ـ در كربلا چند گروه از برادران به همراه امام به شهادت رسيدند
الف: عباس،عثمان،جعفر، ابوبكر،عبدالله، همگي از فرزندان مولا اميرالمؤمنين و برادران امام حسين بودند
ب: علي اكبر و علي اصغر از فرزندان امام حسين
ج: قاسم، ابوبكر،عبدالله از فرزندان امام حسن مجتبي
د: عون و جعفر از فرزندان حضرت زينب و عبدالله بن جعفر
ه: عبدالله و محمد از فرزندان مسلم بن عقيل
و: مسلم و عبد الرحمان و جعفر از فرزندان عقيل بن ابي طالب
ـ در كربلا سرهاي سه نفر از ياران امام حسين به سوي آن حضرت پرتاب شد، عبدالله بن عمير كلبي عمر بن جناده، عابس بن ابي شبيب شاكري


شيعه امام حسين


شيعه بايد آبها را گل كند
خط سوم را به خون كامل كند
خط سوم خط سرخ اولياست
كربلا بارزترين منظور ماست
شيعه يعني تشنه جام بلا
شيعگي يعني قيام كربلا
شيعه يعني بازتاب آسمان
بر سر ني جلوه ي رنگين كمان
از لب ني بشنوم صوت تو را
صوت « اني لا اري الموت» تو را
شيعه يعني امتزاج ناز و نور
شيعه يعني رأس خونين در تنور
شيعه يعني هفت وادي اضطراب
شيعه يعني تشنگي در شط آب

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 7:49 بعد از ظهر  توسط احسان | 

·     نشانه هاي عاقل

امام حسين فرمود: عاقل، با کسي که مي ترسد او را دروغگو پندارد هم سخن نمي شود، از کسي که مي ترسد او را رد کند درخواستي نمي کند، به کسي که مي ترسد او را بفريبد تکيه نمي نمايد و به کسي که به اميد او اطميناني نيست اميد نمي بندد.

 

·     کمال عقل

امام حسين مي فرمايد: عقل، جز از راه پيروي حق به کمال نمي رسد.

 

·     نشانه هاي دانا و نادان

امام حسين مي فرمايد: از نشانه هاي اسباب قبولي اعمال، همنشيني با خردمندان است و از نشانه هاي اسباب ناداني، کشمکش با نابخردان است و از نشانه هاي دانا، نقادياو از گفتار خود و آگاهي او از اسرار  آراي گوناگون است.

 

·     دانا کيست؟

امام حسين مي فرمايد: اگر همه گفتار دانا نيکو و بحق بود، از خود پسندي در آستانه ديوانگي قرار مي گرفت. همانا دانا کسي است که حق گويي او فراوان باشد.

 

·     صفتهاي زيبا

امام حسين مي فرمود: دانش نطفه بارور معرفت است. تجربه هاي طولاني، فزوني عقل است، شرافت همان پارسايي است. قانع بودن، آسايش تن است، هر که تو را دوست دارد، از پليدي بازت مي دارد، هر که تو را دشمن دارد، بر نابکاري واردت مي سازد.

امام حسين مي فرمايد: هر کس اين پنج چيز را نداشته باشد، از زندگي خود چندان بهره اي نمي برد: عقل، دين، ادب، شرم و خوش خلقي.

 

·     شريف ترين مردم

شخصي از امام حسين پرسيد: شريف ترين مردم کيست؟

امام فرمود: آن کس که پيش از اندرز ديگران، خود پند گيرد و پيش از بيدار باش ديگران، خود بيدار شود.

عرض کرد: شهادت مي دهم که چنين کسي سعادتمند است.

 

·     تسليم در برابر خدا

از امام حسين پرسيدند: چگونه صبح کردي؟

فرمود: صبح نمودم در حاليکه پروردگارم بالاي سرم و آتش، پيش رويم، مرگ، جوينده ام و حساب الهي فراگيرم مي باشد و چنين روزي من، در گرو کردار خويشم، نه آنچه دوست دارم پيدا مي کنم، و نه آنچه نمي پسندم از خود مي رانم و همه کارها در اختيار ديگري است. اگر بخواهد عذابم مي کند و اگر بخواهد از من مي گذرد. بنابراين کدام فقيري از من نيازمندتر است.

 

·     ايمان و يقين

شخصي از امام حسين پرسيد: فاصله ميان ايمان و يقين چقدر است؟ فرمود: چهار انگشت.

گفت: چگونه؟ فرمود: ايمان آن است که آن را مي شنويم و يقين آن است که آن را مي بينيم و فاصله بين گوش و چشم چهار انگشت است.

پرسيد: ميان آسمان و زمين چقدر است؟ فرمود: يک دعاي مستجاب.

پرسيد : ميان مشرق و مغرب چقدر است؟ فرمود: به اندازه ي سير يک روز آفتاب.

پرسيد: عزت آدمي در چيست؟ فرمود: بي نيازيش از مردم.

پرسيد: زشت ترين چيزها چيست؟ فرمود: در پيران هرزگي و بيعاري است، در قدرتمندان،درنده خويي، در شريفان، دروغگويي، در ثروتمندان، بخل است و در عالمان حرص.

 

·     اوصاف مومن

امام حسين مي فرمايد: حقا که مومن ، خدا را حافظ خود گرفته و گفتار او را آيينه خود گزيده است. گاهي در اوصاف مومنان چشم مي دوزد و گاهي در ويژگيهاي سرکشان مي نگرد. از اينرو بهره وري او از کلام خدا، در لطايف و در ژرفاي معرفت خود غوطه ور است، از هوشمندي خود، در بلنداي يقين جايگزين است و در پاکي خود استوار است.

·     توکل

از امام حسين (ع) روايت شده است: عزت و بي نيازي از جايگاه خود بيرون آمده به گردش پرداختند، چون با توکل برخورد نمودند و در آن مقيم گشتند.

 

·     تسليم در برابر گزينش خدا

به امام حسين (ع) عرض شد ابوذر مي گويد: براي من، فقر محبوبتر از بي نيازي و مريضي، محبوبتر از سلامتي است. حضرت فرمود: خداي متعال ، ابوذر را رحمت کند، اما من مي گويم: هرکس به نيک گزيني خدا براي او مطمئن شود، جز آنچه را خدا برايش گزيده است آرزو نمي کند.

 

·     خير دنيا و آخرت

 امام حسين (ع) مي فرمايد: خداوند به هر کس راستگويي و نيکخويي و پاکدامني و پاک خوري روزي کند خير دنيا و آخرت را ويژه او ساخته است.

 

·     بهترين عبادت

امام حسين (ع) مي فرمايد: جمعي خدا را از شوق بهشت مي پرستند، اين عبادت سوداگران است و گروهي خدا را از بيم دوزخ مي پرستند، اين عبادت بردگان است و مردمي هم خدا را از روي شکر مي پرستند. اين عبادت آزادگان و بهترين عبادت است.

 

·     پاداش عبادت

امام حسين فرمود: هر کس خدا را آنگونه که حق پرستش اوست بپرستند، خدا از فيض خود به او بالاتر از آرزوها و کفايتش ارزاني دارد.

 

·     کبريايي ازآن خداوند است

يک نفر به امام حسين (ع) عرض کرد: در تو کبر وجود دارد؟ حضرت فرمود: همه کبريايي و عظمت از آن خداوند يگانه است که در ديگري نيست. خداي متعال فرمود: عزت، مخصوص خدا و رسول او و اهل ايمان است.

 

·     ادب چيست؟

از امام حسين (ع) پرسيدند: ادب چيست؟ فرمود: اين است که از خانه خود بيرون آيي و با هيچ کس برخورد نکني مگر آنکه او را برتر از خود ببيني.

 

·        پاداش سلام

امام حسين (ع) فرمود: سلام ، هفتاد حسنه دارد، شصت و نه حسنه آن، ازآن سلام کننده و يکي ازآن جوابگو است.

 

·     بخيل کيست؟

امام حسين (ع) فرمود: بخيل کسي است که از سلام کردن بخل ورزد.

 

·     نشانه هاي خائن و بدکار

امام حسين مي فرمايد: « درستکار آسوده است، بي گناه بي باک، خيانتکار ترسان و بدهکار هراسان است. هرگاه آشفتگي و بلا بر عاقلي روي آورد اندوه خود را با دور انديشي مي زدايد و براي چاره جويي در خانه عقل را مي کوبد.

 

·     سلام قبل از کلام

مردي با امام حسين (ع) آغاز سخن کرد که خدا عافيتت بخشد، حالت چگونه است؟ فرمود: خدا عافيتت دهد سلام کردن بر سخن گفتن مقدم است. سپس فرمود: تا کسي سلام نداده به او اجازه سخن گفتن ندهيد.

 

·     صفات نيک

امام حسين (ع) در خطبه اي فرمود: هان اي مردم! در اخلاق شايسته و والا با هم رقابت کنيد و در سودهاي معنوي و بهشتي از هم پيشي گيريد، مپسنديد آن کار نيکي را که در آن شتاب ننموده ايد.

بدانيد که هر کار نيکي، سپاسي را بهره مي دهد و پاداشي را از پي مي آورد، چنانچه کار نيک را مجسم بنگريد، آن را در چهره انساني نيکو و زيبا مي ديديد که ناظران را مسرت مي بخشد. هر کس که بخشش کرد ، سروري يافت و هرکس بخل ورزيد، فرو مايه شد.

 

·     راستي و دروغ

امام حسين (ع) فرمود: راستي، عزت است و دروغ، ناتواني، اسرار امانت است و همسايگي، خويشاوندي، ياري رساني صميميت است و کار، تجربه آموزي، اخلاق نيک عبادت است و سکوت، زينت، تنگ نظري و آزمندي، فقر، بخشندگي دارايي و مهرباني، خردمندي است.

 

·     سوگند زياد

امام حسين (ع) فرمود: از سوگند زياد بپرهيزيد زيرا سوگند آدمي از چهار خصلت سرچشمه مي گيرد: يا از خواري است که در خود مي يابد و او را بر ذلت تصديق مردمش بر مي انگيزد و يا از ناتواني در منطق است که سوگندها را پرکننده خلأها و پيوند ساز سخنان بي ربط خود مي کند و يا از بدبيني مردم است که از آنان نسبت به خود سراغ دارد و مي داند که سخنش را جز با سوگند نمي پذيرند و يا از آن روست که زبان خود را بي انديشه بکار مي گيرد.

 

·     آداب سخن

امام حسين (ع) فرمود: پشت سر کسي که از تو ناپيداست چيزي مگو، مگر آنچه که مي پسندي او پشت سرت از تو گويد و همانند بنده اي رفتار کن که مي داند به گنهکاري خود گرفتار مي شود و به نيک رفتاري خود پاداش مي گيرد.

 

·        خوف از خدا

به امام حسين (ع) عرض شد: بيم تو از پروردگارت چه فراوان است؟ فرمود: در روز قيامت جز آنکس که در دنيا خوف خدا داشته کسي ايمن نيست.

 

·     گريه از خشيت الهي

روايت شده که امام حسين (ع) فرمود: گريستن از خشيت خدا، رهايي از آتش دوزخ است و فرمود: گريه ديده ها و خشيت دلها، رحمتي از خداست.

 

·     ياري در جوانمردي

امام حسي (ع) فرمود: آن کس که بخشش تو را نپذيرد، تو را در جوانمردي کمک کرده است.

 

·     انفال مال

امام حسين (ع) فرمود: مال تو اگر براي تو مقدر شده باشد آنرا انفاق خواهي کرد. بنابراين، آن را براي پس از خود مگذار که پس انداز غير تو مي شود، در حاليکه آن را از تو مي خواهند و حساب آن را از تو مي کشند و بدان که تو براي آن نمي ماني، و آن بر تو وفا نمي کند، پس آنرا بخور پيش از آنکه تو را بخورد.

 

·     نصايح امام

امام حسين (ع) فرمود: آنچه را طاقت نداري به عهده مگير، به آنچه نخواهي رسيد مپرداز، آنچه را قادر نيستي به شمار نياور، جز به اندازه اي که سود مي بري هزينه مکن، پاداش، جز به اندازه کارکرد خويش مخواه، جز به فرمانبرداري از خداي سبحان که به دست آورده اي شادمان مشو و جز آنچه که خود را براي آن شايسته مي بيني دريافت نکن.

 

·     شکر

امام حسين (ع) فرمود: شکرگزاري تو براي نعمت پيشين، نعمت تازه را سبب مي شود.

 

 

 

        سخنان امام حسين (ع) پيرامون طلب روزي

امام به شخصي خطاب فرمود: فلاني، در راه به دست آوردن روزي ستيزه گرانه تلاش مکن و بر قدر، همچون واگذار کننده بي اختيار، تکيه ننما، زيرا در جستجوي روزي برآمدن، از سنت است و خلاصه جويي از عفت. عفت مانع روزي نيست و حرص زياد روزي نمي اورد، همانا رزق تقسيم شده است و اجل حتمي است و به کار گيرنده حرص، جوينده گناه است.

 

·     اثر توانمندي

امام حسين فرمود: توانمند شدن بر دشمن، خشم را از بين مي برد و آتش کينه را خاموش مي سازد. هر کس به حال و کار خود داناتر است.

 

·     مدارا کليد مشکلات

امام حسين (ع) فرمود: هر که از تدبير باز ماند و از چاره ها ناتوان گردد، مدارا کليد گره گشاي اوست.

 

·     آثار صله ارحام

امام حسين (ع) فرمود: هر که دوست دارد اجل او تأخير افتد و روزيش فزوني گيرد بايد صله ارحام انجام دهد.

 

·     موارد صبر

در مواردي که حق تو را ملزم مي سازد، بر آنچه نمي پسندي، شکيبا باش و در مواردي که هواي نفس  تو را فرا مي خواند، از آنچه دوست مي داري، خود را نگهدار.

 

·     معناي بردباري

امير مومنان (ع) به حسين (ع) فرمود: فرزندم! حلم چيست؟

فرمود: فرو بردن خشم و بر خود مسلط بودن

 

·     نيکي بايد به خوب و بد

شخصي پيش امام حسين اظهار داشت: اگر نيکي به نا اهل برسد، تباه مي شود، امام حسين (ع) فرمود: چنين نيست، بلکه نيکوکاري همچون رگبار است که بايد به نيک و بد برسد.

 

·     هواي نفس

امام حسين (ع) فرمود: از اين هواهاي نفساني که مجموعه آنها گمراهي و سرانجام آنها آتش است بپرهيزيد.

 

·     بدي کردن، پوزش خواستن

امام حسين (ع) فرمود: کاري مکن که از آن پوزش بخواهي، زيرا مومن نه بد مي کند و نه عذر مي طلبد و منافق هر روز بد مي کند و عذر مي خواهد.

 

·     عذر بدتر از گناه

امام حسين (ع) فرمود: چه بسا گناهي که از عذر طلبي آن نيکوتر است.

 

·        عيب جويي نکردن از ديگران

امام حسين (ع) فرمود: هر که از کسي عيب جويي نکند، کنار هر عيب جويي خود، عذر خواهي را از دست نخواهد داد.

 

·     واقعيت غيبت

شخصي نزد امام از کسي غيبت کرد، امام فرمود: اي فلاني دست از غيبت بردار زيرا غيبت نان و خورش سگهاي دوزخ است.

 

·     دوري از عيبجويان

امام حسين (ع) فرمود: وقتي شنيدي که کسي به اعراض مردم تعدي مي کند سعي کن ترا نشناسد، زيرا بدترين عرض و ناموسها نزد او آبروي آشنايان اوست.

 

·     نتيجه گناه

شخصي به امام حسين (ع) نامه نوشت که: با دو کلمه مختصر مرا پندي ده. حضرت نوشت: کسي که از راه نافرماني خدا درصدد چيزي برآيد، آنچه را اميد دارد زودتر از دست مي دهد و آنچه را بيم دارد زودتر سر مي رسد.

 

·    انواع برادران

امام حسين (ع) فرمود: برادران چهار گونه اند: برادري که به سود تو و به سود خود است، برادري که تنها به سود توست، برادري که به زيان توست و برادري که نه به سود تو و نه به سود خود است.

 

·     تصوير مرگ

امام حسين (ع) فرمود: اگر مردم، مرگ را باور مي کردند و آن را به همانگونه کههست به نظر مي آوردند دنيا ويران مي گشت.

 

·     اندرز گنهکار

شخصي خدمت امام حسين (ع) رسيد و گفت: من مردي گنهکارم و در برابر گناه تاب نمي آورم، مرا نصيحتي فرما!

فرمود: پنج کار را انجام ده، آنگاه هر چه خواهي گناه کن، اول: روزي خدا را مخور و هر چه خواهي کن. دوم: از قلمرو فرمانروايي خدا بيرون شو و هر چه خواهي کن. سوم: به جايي درآ، که خدا تو را نبيند و هر چه خواهي کن. چهارم: هر گاه فرشته مرگ آمد تا جان تو را گيرد او را از خود بران و هر چه خواهي کن. پنجم: هر گاه مالک دوزخ تو را در آتش افکند، در آتش مرو و هر چه خواهي کن.

 

·    اندرز غافلان

امام حسين (ع) فرمود: اگر سه چيز نبود، فرزند آدم هرگز براي چيزي سر خم نمي کرد: فقر، بيماري و مرگ.

 

·     بدترين اوصاف زمامداران

امام حسين (ع) مي فرمود: بدترين اوصاف زمامداران، ترس از دشمنان و بي رحمي بر ناتوانان و خودداري هنگام بخشش است.

 

·     نسخه دادن به پادشاهان

امام حسين (ع) فرمود: به هيچ پادشاهي دستور درمان مده، زيرا اگر سودش بخشد سپاست نمي گويد و اگر زيانش رساند تهمت مي زند.

 

·     ارزش اطعام مسلمان

امام حسين (ع) فرمود: اگر برادر مسلماني را اطعام کنم برايم محبوب تر است تا افقي از بردگان را آزاد کنم. پرسيدند افق چقدر است؟ ده هزار.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 7:47 بعد از ظهر  توسط احسان | 
سلام به همه ی دوستان گلم

ببخشید یه چند روز بهم مهلت بدید یه مشکل پیش اومده بر طرف که شد لینک همتونو قرار میدم.

امید وارم منو ببخشید.

برای عزیزانی هم که تازه به اینجا سر میزنن میگم که اگه اهل تبادل لینک هستن لینک منو با نام کلوپ شبانه ایرانیان بذارن تویسایت یا بلاگشون.

از همه دوستان بازم معذرت می خوام.به امید دیدار.

موفق و پیروز باشید.

راستی تو این ایام محرم ما رو هم دعا کنید.

یا حق

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 8:51 قبل از ظهر  توسط احسان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
با سلام


امید وارم که حالتون خوبه خوب باشه.

این سایت مخصوص تمامی ایرانیان عزیز می باشد و تمامی مطالب آن در شأ ن یک سایت ایرانی می باشد.وهر گونه سوء استفاده از آن پیگرد قانونی دارد.خوشحالیم که بتوانیم روز به روز بهتر شویم تا رضایت شما عزیزان را جلب کنیم.از همکاری شما عزیزان به گرمی استقبال می کنیم و منتظریم که انتقادات خود را به ما اعلام نمایید تا در بهتر شدن این سایت ما را یاری کنید.

این سایت آزادی سخن را برای تمامی شما عزیزان اعلام می دارد و تنها به شرط رعایت احترام و ادب در گفتار و از همه مهم تر دور از هر گونه تمسخر به هر یک از قشر های محترم ایران زیبای ما.

ما شما را حمایت می کنیم که تمامی حرف های خود را آزادانه بگویید ولی به دور از بی احترامی.در ثانی ما همه ایرانیان باید با هم اتحاد داشته باشم که ایران کشور اول دنیا باشد.

چند تا حرف خودمونی:

1.امید وارم که از این سایت خوشتون بیاد .

2.امید وارم که نظرتون رو برای بهتر شدن این سایت به من بگید.

3.از همه ی شما می خوام که مطالبی که قابل چاپ کردن باشه اعم از شعر,جک و هر مطلب دیگری را برای من ارسال کنید.خوشحال می شم که مطالب شما رو در این سایت چاپ کنم.

4.از عزیزانی که می توانند خبر های روز دنیا را به دست آورند تقاضا داریم که دوستان خودتان را از خبرها مطلع سازید.

5.به زودی ایجاد یک مکان مطمئن برای شما عزیزانی که می خواهید دوستان خوبی برای هم باشید برای ساختن ایرانی بی نظیر فراهم خواهد شد.

با تشکر از بازدید شما عزیزان

مدیریت سایت :احسان

نوشته های پیشین
هفته چهارم تیر 1388
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل دی 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته سوم اسفند 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته دوم خرداد 1385
هفته اوّل خرداد 1385
هفته دوم اردیبهشت 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
هفته دوم فروردین 1385
هفته اوّل فروردین 1385
آرشیو موضوعی
بازار یابی الکترونیک
نظرات اجتماعی
نوت بوک رایگان
موزیک
عمومی
شعر
اینترنت رایگان
ترفند ویندوز
کد جاوا
ترفند موبایل
ترفند اینترنت
ترفند یاهو
ترفند متفرقه
زندگی نامه
برنامه
پیوندها
عاشقانه ها(مژگان)
ادبی(شبنم فلاحی)
تنهاي
وبلاگ دیگه خودم
هر کی عضو نشه ضرر کرده
برترین مرکز دانلود
nfs carbon
نظر آزاد*
بسوی عشق*
بهترين و جديد ترين بازي ها*
جدید ترین عکس ها*
ایرانی آزادی*
دوست یابی*
زشت و زیبا*
آزازل(حنانه)
هر چی بخوای داریم
مرکز نرم افزار سروش
بزرکترین لینکدونی ایران
مليسا_Emin3m
دانلود تيتراژ برنامه هاي تلوزيون
چهره پنهان
حرفای دل
مصطفی مشکی پوش
princetongirls
๑۩۞۩๑دانلود+جاوا+عکس๑۩۞۩๑
 

 RSS

POWERED BY
IRANNIGHTCLUB





Powered byIRANNIGHTCLUB